روح قدسی


روح قدسی

روح قدسی

حیات سبز و معنوی انسان، همواره وامدار مهر صاحبدلانی است که طاووس‌وش به خاکدان طبیعت بازگشته‌اند تا با فاش کردن اسرار خلقت و عریان نمودن رموزات هستی، آدمی را از سرای نفسانیت به سرسرای روحانیت فرا خوانند و از زشتی خاک، به زیبایی افلاک رفعت بخشند و کشتی دل را که در ساحل هوا و هوس به گِل نشسته، به آرام اقیانوس عشقی پاک و زلال خوش برانند.

و امروز زادروز عاشق‌ترین عارف صاحبدل،
و جوانمردترین مربی رحمانی روزگار ما،
استاد یعقوب قمری شریف‌آبادی است
که با دم مسیحایی بزرگ‌مردی از کاروان اولیای رحیمی، از وجود مطهر مادری معصومه‌نام و فاطمه‌صفت، قدم بر عرصه گیتی نهاد.

حکایت میلاد او، روایت آتش عشقی است مقدس که از میان خروارها خاکستر جهل و خرافه، دوباره شعله کشید تا شاپرکان وادی نور و پروانگان حریم بهشت را به دیار مهر و سُرور راهبر گردد.

سیمایش، تفسیر کتاب هستی است
و عصاره وجودش، در یک کلمه مقدس خلاصه می‌شود؛
کلمه‌ای که غایت حضور او را در این سرای سپنجی معنا بخشید و آن کلمه، عشق است و بس.

مذهب او، مسلک زیباپرستان معناست
و آیین او، آیین مهر و محبت است؛
محبتی که دل همگان از هر کیش و آیینی را به روی جهانی از نور می‌گشاید.

او، زیباآفرینی است بی‌حد زیبا که در اندیشه آینده‌ای روشن و فرداهایی سرشار از آرامش و معنویت برای بشریت، سخت کوشید و جوشید و خروشید
و سنگلاخ‌ها را شکافت و پیش تاخت تا جهان‌جهان زیبایی بیافریند
و موج‌موج زندگی؛
زندگی بدون تقلید و تعصب.
به ما آموخت که زندگی بی‌عشق، مرگ است و پوچی.
او بر آن شد تا آدمی را از دالان‌های مخروبه سنت‌های پیشینیان و دهلیزهای فرسوده عادات کهن پدران که احوال و افکار و عقاید آدمی را در زندان غرور و غفلت، اسیر و بسته نگاه داشته، جوانمردانه عبور دهد و به بهشت روح وارد سازد.

به‌راستی، او از کدامین دیار است؟
و چه می‌توان نامیدش؟
انسان یا مَلَک؟
نه، انسان توانمش گفت؛ نه فرشته توانمش خواند
که برتر و برتر و برتر از اندیشه‌ است.

اوست نور آسمانی و روح قدسی که به لطف ظهورش، فرش تا عرش به فروغ عشق و راستی آراسته خواهد شد و دیری نمی‌پاید که کلام متعالی و اسرار دلنشین او، قاف تا قاف دل‌های عاشق را تسخیر خواهد کرد و عظمت روح مطهرش بر سر جویندگان آزادگی و حقیقت دانایی، سایه خواهد گسترد.

آن هنگام که مصادف با شب ولادت باسعادتش، آسمان نیز نتوانست جلوی بغض خویش را بگیرد و باران زلال رحمت حق، حریم دل‌های مشتاق جمالش را شستشو داد و راه کمال را آبی زد از جنس آسمان، و عیش و طرب را به دلدادگان آستانش هدیه داد.

ولادت فرخنده او، نه تنها یک روز که هر روز، برای عاشقان اولیا، روز حیات و زندگی است
و هر روز، روز تولدی است دیگر
و هر صبح، پگاه تولدی است مبارک به جهانی زیباتر.
یادش گرامی، راهش پُررهرو و میلادش همیشه مبارک باد.

معصومه نورالهدی قمری