شریفا

شریفا تاب ابرویت کمانی

به مژگان میزنی تیرم نهانی

دلم از زخم چشمت چون شکاری

ز پا افتاده در اوج جوانی

شریفا دیدن رویت مرا بس

صفای چشم و ابرویت مرا بس

نخواهم هر دو عالم چون نباشی

گدایی سر کویت مرا بس

عبدالسلام قمری