فاطمه قمری خضرایی در آیینه بیان عارف صاحبدل، استاد یعقوب قمری شریف آبادی:

نسیم روح


ان شاءالله در کهف جبل ولایت سکنا بگیرید و به امر پروردگار در راه های پروردگارت از بوستان من و سلوی که شریعت الهی است؛ تغذیه نمایید و به کمال مطلق معرفت و عشق که همانا مائده آسمانی است؛ نایل آیید و با حضرت فاطمه زهرا(س) و فرهنگ و مکتب او مؤید و استوار باشید.
ان شاءالله.
۱ اسفند ۱۳۷۵

فاطر نور

من روزنه رؤیت جنات نعیمم

من مزرعه کوثر بوستان کریمم

من سرو بلند قامت افلاک عظیمم

من عطر دل انگیز گلستان سلیمم

از موهبت دولت ربم به عنایت

من خضر ره محفل رحمان رحیمم

یارب زتو نصرت شده بر فاطمه وصلت

در دل نهراسد که به راهش ندیمم

گر فاطمه در شک نشود وصلت ربش

محجور نشود فاطمه از عطر شمیمم

چون فاطمه با فاطر نور گشته منور

بر فاطمه از باده اطهر سهیمم

تا عکس رخم تمثال آیینه فاطی است

از روح و ریاحین ذکرم هست نسیمم

در پرتو مهتاب قمر فاطمه بس گفت

چون رؤیتم، از دیو و پری نیست مرا بیمم

استاد یعقوب قمری شریف آبادی