قبله جان

آمده ام در حرمت شاه عشق

از تو فروزان شوم ای ماه عشق

هر دو سرا تخت تو ای بخت من

عرش برین منزل دلخواه عشق

ای تو همی پاکتر از هرچه پاک

پاکدلی آمده در راه عشق

قبله جان، وجه جمیلت بوَد

سجده کنم بر در درگاه عشق

حکمت والای تو را وصف نیست

از تو شود جان و دل آگاه عشق

زهره ندارد به جز این آرزو

یار قمر باشد و همراه عشق

از کتاب در آیینه قمر

زهره قمری درّافشان